تجدد و اقلیت ها

هیچ گاه علاقمند نبودم که دگرگونی های بزرگ اجتماعی را براساس نقش عنصر «قومیت» تحلیل کنم ، اما همیشه یک قوم این گزاره را در ذهن من به چالش می کشید ، «ارمنی ها» . هرچه در تاریخ مدرنیته در خاورمیانه از قفقاز تا عثمانی و از شام تا ایران دقیقتر می شویم ، نقش ارامنه بعنوان پیام آوران دنیای متجدد پر رنگ تر می شود ، با کمی ساده سازی رایج می توان حضور ارامنه در هر شهر و دیاری را معادل مدرن تر بودن آن منطقه نسبت به مناطق همجوار ارزیابی کرد .  از آوردن تئاتر و سینمای جدید تا روزنامه ها  و چاپخانه ها تا پزشکی و بیمارستان های مدرن . ارامنه در دگرگونی های عظیم اجتماعی قفقاز و خاورمیانه از کمون باکو تا عصر تنظیمات در عثمانی و مشروطه در ایران نقشی بنیادین داشتند .  در  ایران نیز با اینکه ارمنیان در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم هیچ گاه از  کمتر از یک درصد کل جمعیت ایران فراتر نرفتند اما بسیاری از نهاد های مدرن از بروکراسی دولتی (شهرداری ، پلیس و ادارات دولتی) تا سینماها و تئاتر ها و داروخانه ها و..... در شهر تهران و شهرهای بزرگ  یا توسط اینان بنا شد یا نقش پر رنگی در تاسیس و ساخته شدن شان داشتند.  برنده واقعی تاثیر ارامنه در فضای سیاسی ایران حزب توده بود که در فضای باز سیاسی بین شهریور 20تا 32 در حالیکه احزاب سیاسی عضویت افراد غیر مسلمان را نمی پذیرفتند یا در کادرهای پایین نگه می داشتند حزب توده با استفاده از موقعیت پیش آمده  توانست  سرمایه عظیم هنرمندان و بازیگران تئاتر و سینمای ارمنی ساکن ایران را به خدمت خود در بیاورد و این حزب را به حزب پیشرو در عرصه فرهنگی و اجتماعی ایران دهه 20 تبدیل کند . یقینا اگر سایر احزاب در ایران آن عصر نسبت به ارامنه مهربانانه تر برخورد می کردند هیچگاه حزب توده چنین نقش پررنگ و ایضا مخربی در سیاست و جامعه ایران نمی توانست ایفاء کند  . ارامنه نماینده تمام نمای گروهای  جمعیتی کوچک اما با سرمایه اجتماعی بسیار اند که می توانند در بزنگاه های تاریخی تاثیر خود در فرایند مدرنیزاسیون جامعه را نشان دهند .دقیقا نقشی که آوارگان لهستانی برای مدتی کوتاه بین سالهای 1321تا1325 در بافت اجتماعی ایران ایفاء کردند  و در افزایش نقش اجتماعی زنان در ایران دهه 20 نقششان غیر قابل انکار است . چنین نقشی اجتماعی کلیدی را در مقیاسی کوچکتر عربهای مسیحی در کشورهای عربی بخصوص مصر و شام بر عهده داشتند . احتمالا هزاره ها در افغانستان بتوانند در آینده،  ارمنی های آن جامعه باشند .

 

.

برگرفته از فیسبوک: ramin alb

از خاطرات سید حسن تقی زاده

«اگر من مَردم را در ۲۷ سال قبل به اخذ «تمدّن فرنگی» از ظاهر و باطن و جسمانی و روحانی تشویق کرده‌ام، هیچ‌وقت قصد این‌گونه تقلید مجنونانه و سفيهانه تجملّی نبوده بلکه قصد از «تمدّن ظاهری» فرنگ، پاکیزگی لباس و مسکن و امور صحّی [= بهداشت] و تمیزی معابر و آب توی لوله و آداب پسندیدۀ ظاهری و ترک فحش قبیح در معابر و تف‌انداختن به زمین و تقیّد به آمدن‌سروقت و اجتناب از پرحرفی بی‌معنی و بی‌قیمتی وقت و هزاران اصول و آداب که می‌توانم ده صفحه در شرح آنها بنویسم، بوده است و مراد از «تمدّن روحانی» میل به علوم و مطالعه و بنای دارالعلوم‌ها و طبع کتب و اصلاح حال زنان و احتراز از تعدّد زوجات و طلاق بی‌جهت و زناشویی ده‌ساله و پاکی زبان و قلم و احترام و درستکاری و دفع فساد و رشوه و مداخل و باز هزاران (به معنی حقیقی کلمه) امور معنوی و حقوقی و اخلاقی و آدابی دیگر بوده که تعداد آنها هم ده صفحه دیگر می‌شود. 

اگر جوانان ما مخيّر باشند در اخذ ظواهر بی‌معنی یا کم‌معنی «تمدّن فرنگی» و یا اخذ معنویات و ترک ظواهر، من بدون یک ثانیه تردید، ترجیح می‌دهم که وکلای مجلس قبای قدک و لباس گشاد هفتاد سال قبل را بپوشند و ریش داشته باشند ولی اگر جلسه ساعت سه‌ونیم اعلان می‌شود، ساعت پنج نیایند و شش‌ونیم رئیس به تالار جلسه نرود که نیم‌ساعت دیگر برای حصول اکثریت منتظر شود و بیست‌دقیقه پس از حصول اکثریت باز جمعی برای سیگار و چایی و صحبت بیرون بروند و باز جلسه از اکثریت بیفتد تا آنکه همه ریش و سبیل را بتراشند و یقه‌آهاری تازه‌زده، شیک و شنگول، بركلّ آداب اجتماعی پسندیدۀ فرنگی پشت پا بزنند.

    بدبختانه ما نه تمدّن ظاهری فرنگستان را گرفتیم و نه تمدّن معنوی آن را. از تمدّن ظاهری جز فحشاء و قمار و لباس میمون‌صفت و خودآرایی با وسایل وارده از خارجه و از تمدّن باطنی آنها نیز هیچ نیاموختیم جز آنکه انکار ادیان را بدون ایمان به یک اصل و یک عقیدۀ معنوی دیگر، فرنگی‌مآبان ما آموختند. در این باب سخن آن‌قدر زیاد است که در پنجاه صفحه هم نگنجد»

 (زندگی طوفانی؛ خاطرات سیدحسن تقی‌زاده، صص۶۷۲-۶۷۳)