نرمالیزاسیون بدبختی
موج نوی پیامبران عصر جاهلیت جمهوری اسلامی که از خوبی های ایران و زشتی و سختی خارج می نویسند تا ما را از ظلمات نجات دهند، عجیب نیست. قبلا هم باندی تحت نفوذ برادرزاده عباس عراقچی، - که ساکن سوئیس بود- فعال شده بود که به تبلیغ «ایران زیبا» مشغول بودند، با عکس غذا و منظره های چهارفصل؛ گویی ایران جنگل و طبیعت است و آدمی در آن موجود نیست که بدانیم چه بر آنها می گذرد، اما این موج نوی اغلب غرب نشین اندکی باهوش تر است و تکنیک هایی دارد:
۱- احمق نمایی منتقدان: می نویسند یکی گفت مگر خارج ماشین ها تصادف می کنند، بعد در حالی که به سوال طرف می خندند، می گویند همین آدم های احمق دنبال سوئیس تخیلی هستند و فکر می کنند ایران جهنم است. در حالی که سوال منتقدان این نیست. سوال های جدی دارند. منتقدان می گویند مگر خارج زنان ورزشگاه می روند؟ مگر حجاب اجباری است؟ اگر حین رانندگی، روسری زنی افتاد، خارجی ها باید بروند پلیس جریمه بدهند؟ بانک های خارجی با سود کلان کمر فعال اقتصادی را می شکنند؟ در خارج، ۴۰درصد اقتصاد زیر نظر رهبر است و به دولت مالیات نمی دهد؟ کدام دولت خارجی برخی از شهروندان خودشان را نجس می داند؟ و ...، اگر جواب مثبت است، بنویسید کدام کشورها و ایران را مقایسه کنید با همان کشورها.
۲- جعل صورت مسئله: می نویسند خارج بهشت نیست و بعد نقاط جهنمی خارج را افشا می کنند. در حالی که هیچ کسی اینقدر خنگ نیست که بگوید خارج بهشت است، علت خیلی از مهاجرت و میل به مهاجرت و یا ستایش از استاندارد و وضع دیگر کشورها، میل به داشتن «زندگی بهتر» است و یا رهایی از مشکلات موجود. دوست من آمده استانبول، چون از تن دادن به حجاب اجباری خسته شده، دوست دیگرم مهاجرت کرده برای درس خواندن در یک دانشگاه معتبر، دوست دیگر می خواهد اقامت بگیرد تا پاسپورت معتبر داشته باشد، دوستی برای آینده بهتر فرزندش مهاجرت کرده، همه اینها زندگی بهتر و با استاندارد بالاتر می خواهند نه بهشت. حالا شما این وسط به در و دیوار می زنی که برای بقیه توضیح دهی عزیزان، خارج مالیات زیاد است یا بهداشت گران است؟ کسی که مهم ترین دغدغه اش آزادی فردی است، نگران هزینه دندانپزشکی است؟ این وسط شمایی که خودت را به خریت می زنی و علیه بهشت می نویسی، تهش می شوی شعبه برونمرزی صداوسیما که چهل سال است همین کار را می کند و نتیجه اش علاقه بیشتر مردم به غرب بوده، طوری که مایه تعجب شماها شده است.
۳- جعل اطلاعات: برخی که باهوش ترند می نویسند ایران در بسیاری از شاخص جزو ۲۰کشور برتر جهان است، الکی احساس فلاکت نکنید. بعد برای مثال نمودار بانک جهانی می آورند که ببینید در «تولید ناخالص ملی» ایران رتبه ۱۸ جهان را دارد. حالا ایران به درک، نویسنده دقت نکرده در همان جدول رتبه عراق از سوئیس و سوئد بالاتر است و این نشان دهنده وضع اقتصادی بهتر عراقی ها نیست، حتی انگار بلد نیست این شاخص که به معنای «کل ارزش فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی و دولتی در یک دوره معین است»، نه تنها در کشورهای نفتی واجد ارزش بالایی نیست -چون نصف شدن یا دوبرابرشدن قیمت نفت می تواند جایگاه شان را کلا تغییر دهد- بلکه نشان دهنده خوبی وضع اقتصادی مردم هم نیست و عمدا نرفته سراغ شاخص های دقیق تر مثل درآمد سرانه تا جایگاه واقعی ایران مشخص نشود. در واقع از جهل علمی سواستفاده می کنند، منابع گمراه کننده پیوست میکنند تا عوام فریبی کنند.
تکنیک های دیگری هم دارند که برآیندش تحقیر، تنبل نمایی، متوهم بودن و بیسواد و اسیر رسانه و شیفته غرب بودن منتقدان است؛ بگذریم، من برخی از این آدم ها را از نزدیک می شناسم، خبر دارم که برنامه اقتصادی بلندمدت دارند و ایران برو نیستند، می دانم، یعنی به گوش خودم شنیده ام که نزدیک ترین آدمهای زندگی شان از تبعیض حجاب اجباری در رنج هستند و دوست دارند مهاجرت کنند و ...، این ریاکاری ها و نسخه پیچی هایشان آزارم می دهد ولی بحث شخصی ندارم، خودشان صلاح خویش می دانند. همچنین متوجه هستم که چرا دقیقا هنگام ابراز نارضایتی برخی رای دهندگان از کارنامه دولت روحانی شروع به بد نوشتن از غرب کرده اند، این هم انتخاب خودشان است، می خواهند مبلغ و مدافع دولت روحانی باشد، در واقع حرفم با آنها ساده تر است: اگر شما اندکی در علاقه تان به مردم و جامعه تان صادق هستید، باید شبانه روز به انتقال تجربه های موفق و مثبت بشری به هموطنان تان مشغول باشید تا راه و رسم زندگی بهتر را یاد بگیرند و حکومت را تشویق کنید این روش ها را به کار ببندد تا نارضایتی کمتر شود نه اینکه نقاط سیاه احتمالی دیگر جوامع را کشف کنید تا به هموطنان بگویید همه جا بدبختی است، به آن چه موجود است، عادت کنید. معنای امید دادن، انکار واقعیت دردناک جاری نیست. نرمالیزاسیون بدبختی با الگوی مقایسه و تطبیق و انکار، سیاسی کاری است و راهی است به پوچستان که امثال کامران نجف زاده رفته اند؛ اسطوره منفور.
۱- احمق نمایی منتقدان: می نویسند یکی گفت مگر خارج ماشین ها تصادف می کنند، بعد در حالی که به سوال طرف می خندند، می گویند همین آدم های احمق دنبال سوئیس تخیلی هستند و فکر می کنند ایران جهنم است. در حالی که سوال منتقدان این نیست. سوال های جدی دارند. منتقدان می گویند مگر خارج زنان ورزشگاه می روند؟ مگر حجاب اجباری است؟ اگر حین رانندگی، روسری زنی افتاد، خارجی ها باید بروند پلیس جریمه بدهند؟ بانک های خارجی با سود کلان کمر فعال اقتصادی را می شکنند؟ در خارج، ۴۰درصد اقتصاد زیر نظر رهبر است و به دولت مالیات نمی دهد؟ کدام دولت خارجی برخی از شهروندان خودشان را نجس می داند؟ و ...، اگر جواب مثبت است، بنویسید کدام کشورها و ایران را مقایسه کنید با همان کشورها.
۲- جعل صورت مسئله: می نویسند خارج بهشت نیست و بعد نقاط جهنمی خارج را افشا می کنند. در حالی که هیچ کسی اینقدر خنگ نیست که بگوید خارج بهشت است، علت خیلی از مهاجرت و میل به مهاجرت و یا ستایش از استاندارد و وضع دیگر کشورها، میل به داشتن «زندگی بهتر» است و یا رهایی از مشکلات موجود. دوست من آمده استانبول، چون از تن دادن به حجاب اجباری خسته شده، دوست دیگرم مهاجرت کرده برای درس خواندن در یک دانشگاه معتبر، دوست دیگر می خواهد اقامت بگیرد تا پاسپورت معتبر داشته باشد، دوستی برای آینده بهتر فرزندش مهاجرت کرده، همه اینها زندگی بهتر و با استاندارد بالاتر می خواهند نه بهشت. حالا شما این وسط به در و دیوار می زنی که برای بقیه توضیح دهی عزیزان، خارج مالیات زیاد است یا بهداشت گران است؟ کسی که مهم ترین دغدغه اش آزادی فردی است، نگران هزینه دندانپزشکی است؟ این وسط شمایی که خودت را به خریت می زنی و علیه بهشت می نویسی، تهش می شوی شعبه برونمرزی صداوسیما که چهل سال است همین کار را می کند و نتیجه اش علاقه بیشتر مردم به غرب بوده، طوری که مایه تعجب شماها شده است.
۳- جعل اطلاعات: برخی که باهوش ترند می نویسند ایران در بسیاری از شاخص جزو ۲۰کشور برتر جهان است، الکی احساس فلاکت نکنید. بعد برای مثال نمودار بانک جهانی می آورند که ببینید در «تولید ناخالص ملی» ایران رتبه ۱۸ جهان را دارد. حالا ایران به درک، نویسنده دقت نکرده در همان جدول رتبه عراق از سوئیس و سوئد بالاتر است و این نشان دهنده وضع اقتصادی بهتر عراقی ها نیست، حتی انگار بلد نیست این شاخص که به معنای «کل ارزش فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی و دولتی در یک دوره معین است»، نه تنها در کشورهای نفتی واجد ارزش بالایی نیست -چون نصف شدن یا دوبرابرشدن قیمت نفت می تواند جایگاه شان را کلا تغییر دهد- بلکه نشان دهنده خوبی وضع اقتصادی مردم هم نیست و عمدا نرفته سراغ شاخص های دقیق تر مثل درآمد سرانه تا جایگاه واقعی ایران مشخص نشود. در واقع از جهل علمی سواستفاده می کنند، منابع گمراه کننده پیوست میکنند تا عوام فریبی کنند.
تکنیک های دیگری هم دارند که برآیندش تحقیر، تنبل نمایی، متوهم بودن و بیسواد و اسیر رسانه و شیفته غرب بودن منتقدان است؛ بگذریم، من برخی از این آدم ها را از نزدیک می شناسم، خبر دارم که برنامه اقتصادی بلندمدت دارند و ایران برو نیستند، می دانم، یعنی به گوش خودم شنیده ام که نزدیک ترین آدمهای زندگی شان از تبعیض حجاب اجباری در رنج هستند و دوست دارند مهاجرت کنند و ...، این ریاکاری ها و نسخه پیچی هایشان آزارم می دهد ولی بحث شخصی ندارم، خودشان صلاح خویش می دانند. همچنین متوجه هستم که چرا دقیقا هنگام ابراز نارضایتی برخی رای دهندگان از کارنامه دولت روحانی شروع به بد نوشتن از غرب کرده اند، این هم انتخاب خودشان است، می خواهند مبلغ و مدافع دولت روحانی باشد، در واقع حرفم با آنها ساده تر است: اگر شما اندکی در علاقه تان به مردم و جامعه تان صادق هستید، باید شبانه روز به انتقال تجربه های موفق و مثبت بشری به هموطنان تان مشغول باشید تا راه و رسم زندگی بهتر را یاد بگیرند و حکومت را تشویق کنید این روش ها را به کار ببندد تا نارضایتی کمتر شود نه اینکه نقاط سیاه احتمالی دیگر جوامع را کشف کنید تا به هموطنان بگویید همه جا بدبختی است، به آن چه موجود است، عادت کنید. معنای امید دادن، انکار واقعیت دردناک جاری نیست. نرمالیزاسیون بدبختی با الگوی مقایسه و تطبیق و انکار، سیاسی کاری است و راهی است به پوچستان که امثال کامران نجف زاده رفته اند؛ اسطوره منفور.
از صفحه فیسبوک: رضا حقیقت نژاد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ ساعت 21:35 توسط یاسین کریمی
|