از گزارش صدرالسلطنه یا همان حاجی واشنگتن (اولین سفیر ایران در آمریکا) به امین السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه حدود صدوبیست سی سال پیش!


"حکایت آمریکا، حکایت اروپا و برلین و اسلامبول و لندن و پاریس و وینه نیست. این جا جای دیگر و زندگانی دیگر. گدا هیچ نیست. چراغ همه برق است. راه (شمن دفر) مخصوص است که در اروپا نیست. در راه آهن مهمان خانه و حمام و تماشاخانه است. شهری است متحرک. در نیویورک قطار راه آهن بی‌بخار و اسب راه می‌رود. تمام مخلوق کامل العیاره و با خط و ربط هستند. بیسمارک بیاید شرمنده می‌شود. در تماشاخانه‌ها همیشه تقلید روس و انگلیس و سایرین را درمی‌آورند و به آن‌ها می‌خندند. مهمان‌خانه‌ها از عمارات سلطنتی لندن بهتر است. اساس دین پیغمبر صل الله علیه و آله در ینگی دنیاست. آنچه خداوند و پیغمبر خواسته است این جا است. اغلب مردم شرب نمی‌کنند و در وقت عبادت به بطالت نمی‌گذرانند مقصود کلی این مردم صلح عمومی است. لکن استعداد حربیهٔ خودشان را هم کم نمی‌کنند. کشتی جنگی تازه می‌سازند که نمونهٔ آن را در اطاقی به بنده نشان دادند. نمونهٔ کوچک آن که پشت آینه بود دوهزار تومان تمام شده بود. پلی که در نیویورک ساخته‌اند پایه ندارد. بدون پایه به توسط این پل دو دریا را با هم متصل کرده‌اند و راه‌آهن بیبخار از روی پل ساخته‌اند که قطار کالسکه از روی او می‌رود. در کوچه‌ها ستون گذاشته روی کوچه‌ها راه‌آهن ساخته‌اند و در زیر راه‌آهن اسبی و در اطراف راه کالسکه است. من چه عرض کنم. آمریکا کجا، اروپا و غیر کجا؟ اسلامبول که عنقریب از دست می‌رود. وضع سلطان ترکی بسیار بسیار بد است بنده این مطلب را لابدم بنویسم هر خیالی هم که می‌کنید مختارید. تعریف از خودم نمی‌کنم بلکه عرض می‌کنم که هیچ نیستم اما محض دولت‌خواهی عرض می‌کنم که اگر ملاحظه حرفه می‌کنید سفارت برلن و وینه و لندن و پاریس را اگر موقوف می‌کنید بکنید و سفارت ینگی دنیا را موقوف نکنید و دوستی با این مملکت را فوز عظیم بشمارید. من بدم و به کار نمی‌خورم دیگر را بفرستید. از واشینگتن و سفارت این مملکت صرف نظر نکنید. بسیار جای افسوس است که تاکنون در همچه جایی آدم نداشتید و هر چه می‌خواستید از این جا نخواستید و با این‌ها مراوده نکردید اما این مسئله را بدانید که انجام مقصود و منظور با عجله و شتاب غیرممکن است"این مطلب را هم باید دانست که قانون مملکت و دولت چیزیست علیحده… کتاب خدا البته مقدس و مخصوص امور مذهبی است و علم ماها کفایت بواطن آن را ندارد. چنان‌که امام می‌فرماید هفتاد بطن دارد. پس ما باید قانونی در مملکت داشته باشیم چنانچه عثمانی‌ها با داشتن مذهب اسلام و احترام قرآن نظام‌نامه دارند اقلاً اگر مثل اروپا که ناپلئون نداشته باشیم چرا مثل عثمانی‌ها نظام‌نامه نداشته باشیم. شما را به خدا حالا که زمام دولت ایران به کف کفایت جنابعالی است فکری در این خصوصیات بکنید و اسلاف خود را نیکبخت بفرمایید. بحق شاه اولیا که عنقریب تمام خلق ایرانی فانی و مسخر اجنبی می‌شوند و اگر به این کارها شروع کنید بالله که از همه کارها سودمندتر است و دشمن نمی‌تواند به قدر ذره رخنه در کار و بار بکند. خاطر عاطر عطوفت مظاهر شاهانه را باید متذکر این گونه مطلب کرد و مردم بیکار بیعار مملکت را باید به کار واداشت. در این جاها شخص بیکار دیده نمی‌شود این است که در و دیوار آباد است و مردم معمور و آسوده